«فرار از زندان» جزو هیجان‌انگیزترین گونه‌های سینمایی است، هرچند در عالم واقعیت گریختن مجرمان شاید آن قدر‌ها هم برای اعضای یک جامعه جذاب نباشد. براساس نرم جهانی، از هر ١٠٠٠ زندانی، فقط ٧.١٢ نفر موفق به فرار می‌شوند که بیشترشان نیز دوباره دستگیر می‌شوند و به زندان بازمی‌گردند.

«فرار از زندان» جزو هیجان‌انگیزترین گونه‌های سینمایی است، هرچند در عالم واقعیت گریختن مجرمان شاید آن قدر‌ها هم برای اعضای یک جامعه جذاب نباشد. براساس نرم جهانی، از هر ١٠٠٠ زندانی، فقط ٧/١٢ نفر موفق به فرار می‌شوند که بیشترشان نیز دوباره دستگیر می‌شوند و به زندان بازمی‌گردند. در ادامه ماجرای تعدادی از فرار‌های مشهور و معروف را نقل کردهایم که هم جالب است و هم عبرت‌انگیز!

آقای چرچیل زرنگ

همه وینستون چرچیل را به هیکل فربه و سیگار برگ معروفش می‌شناسند، اما او همیشه هم این شکلی نبوده است! چرچیل وقتی جوان بود، به‌عنوان خبرنگار برای پوشش خبری «جنگ بوئرها» (سفیدپوستان استقلال‌طلب آفریقای جنوبی) راهی جنوب قاره سیاه شد، هرچند بخت با او یار نبود و خیلی زود به اسارت درآمد، اما دیوار‌های زندان برای چرچیل جوان آن قدر‌ها هم بلند نبودند و او توانست پس از بالارفتن از یک حصار ۴ متری خود را به ریل راه‌آهن برساند و نجات پیدا کند.

روح آزاد جرانیمو

اگر اهل دیدن فیلم‌های وسترن باشید، حتما با قبایل مختلف سرخ پوست از قبیل آپاچی، چروکی، شاین و… آشنا هستید. یکی از معروف‌ترین رؤسای قبایل سرخپوست که فیلم‌های زیادی نیز درباره‌اش ساخته شده است، جرانیمو معروف‌ترین آپاچی تاریخ آمریکاست. افسانه‌ای مشهور حکایت از این دارد که روزی سربازان، جرانیمو را در یک غار محاصره کرده بودند، اما او موفق می‌شود بدون آن که کسی متوجه شود، از آن مکان بگریزد. این غار هنوز موجود است و همچنان کسی نمی‌داند رئیس قبیله آپاچی چگونه از آن گریخته است.

یک گریز گروهی

«فرار بزرگ» را دیده‌اید؟ فیلمی پرستاره با نقش‌آفرینی استیو مک‌کوئین، جیمز گارنر، چارلز برانسون، جیمز کابرن و… که ماجرای گریز ٧٦ سرباز زندانی انگلیسی از زندانی بزرگ در آلمان نازی را روایت می‌کند. در این فیلم زندانی‌ها طی پنج‌ماه کار مستمر و با کندن یک تونل موفق به فرار می‌شوند، هرچند بسیاری از آن‌ها دوباره دستگیر شده و برخی نیز جان خود را از دست می‌دهند. «فرار بزرگ» در واقع اقتباسی است از یک کتاب به همین نام که ماجرای این واقعه در آن ثبت شده است.

گذر از اقیانوس‌

می‌خواهیم شما را با یک اعجوبه آشنا کنیم؛ فرانتس فون ورا، خلبان نیروی هوایی آلمان که هواپیمایش در سال ١٩٣٩ بر فراز بریتانیا سقوط کرد و انگلیسی‌ها او را با کشتی به کانادا فرستادند، اما فون ورا از کمپ زندانیان گریخت و ضمن رساندن خود به آمریکا و تهیه مدارک قلابی با کشتی راهی اسپانیا شد. او بالاخره خود را به آلمان رساند و همچون یک قهرمان مورد استقبال قرار گرفت. فیلم «آن که گریخت» محصول ۱۹۵۷ براساس ماجرای فرار او ساخته شده است.

دزد و فراری

اگر جان دیلینجر یکی از معروف‌ترین خلافکار‌های دهه٣٠ آمریکا را نمی‌شناسید، می‌توانید با دیدن فیلم «دشمن ملت» ساخته مایکل‌مان و نقش‌آفرینی جانی‌دپ در نقش دیلینجر با او آشنا شوید. دیلینجر به علت سرقت‌های متوالی از بانک‌های آمریکا معروف بود، اما نکته جالب زندگی‌اش نه این سرقت‌ها بلکه فرار‌های چندباره‌اش از زندان بود. براساس اسناد تاریخی موجود، او در یکی از این فرار‌ها تکه چوبی را به شکل اسلحه تراشیده و پس از رنگ‌کردن آن با واکس کفش، نگهبانان زندان را خلع سلاح کرده و می‌گریزد.

افسانه جزیره مرگ

زندان آلکاتراز در جزیره‌ای به همین نام، همواره به فرارناپذیربودن معروف بوده است؛ زیرا زندانی فراری به فرض گذر از نگهبانان مسلح، تازه باید با موج‌های مرگبار خلیج سانفرانسیسکو مواجه شود. آلکاتراز ٢٩‌سال به‌عنوان زندان استفاده می‌شد بدون این که حتی یک‌نفر موفق به فرار از آن شود؛ اما همه این را قبول ندارند، زیرا در ژوئن ١٩٦٢ زندانبان‌ها سلول فرانک موریس و برادران انگلین را خالی یافتند و به دلیل پیدانشدن اجساد آن‌ها در خلیج، همه فرض را بر فرار موفق‌شان گذاشتند.

پست به آزادی

درجنوب آمریکا داستانی عجیب، سال‌هاست نقل محافل سیاه پوستان است. داستان برده‌ای به نام هِنری در قرن ١٩ میلادی که با پنهان‌شدن در یک جعبه چوبی حمل‌ونقل پستی، خود را به فیلادلفیا که برده‌داری در آن غیرقانونی بود، پست کرد! با این که روی جعبه نوشته شده بود «با احتیاط حمل شود»، ولی ظاهرا کارکنان راه‌آهن و اداره پست آمریکا چندان هشدار مد نظر را جدی نگرفته بودند! اما ظاهرا همه این سختی‌ها به لحظه آزادی می‌ارزید و این را هِنری بیش از هرکس دیگری درک می‌کرد.

منفی ۶۰ درجه

شاید فکر کنید فرار هِنری در جعبه پستی، می‌تواند دیوانه‌وارترین انتخاب موجود برای یک فراری باشد. اگر این‌طور است پس باید داستان آرماندو رامیرز کوبایی را بشنوید که برای فرار، خود را در محفظه چرخ‌های یک هواپیمای مسافربری پنهان کرد و بعد از هشت‌ساعت پرواز در دمای کشنده ۶۰-درجه سانتی‌گراد به اسپانیا رسید. آرماندو رامیرز زنده ماند تا لقب خوش‌شانس‌ترین مسافر قاچاق جهان را از آنِ خود کند. وقتی رامیرز را یافتند، به قدری دچار سرمازدگی شده بود که ابزار‌های پزشکی قادر به ثبت دمای دقیق بدنش نبودند.